Nada
اسفند ۱۱م, ۱۳۸۸ Posted in Real | ۴ comments »در آغاز خلاء بود
…
..
.
در آخر هم…
بعضیام هستن که تولدشون هیچوقت یادت نمیره… اما زنگم نمیزنی.
.
پ.ن. رسماً ۲۸…
بدون تو همه چیز کاذب میشه… حتى دستام
بعضی وقتا هم هست که کارت از گـِـل میگذره… تو گــ.ـُه گیر میکنی
.
پ.ن. دشمنا شاد نشن. کلاً عرض کردم
همهش تقصیر زمستونه…
.
پ.ن. لعنتی
پ.ن. هـه
-تو رو همیشه دوست داشتم، تو یکى از اولین عشقام بودى.
+مگه چن تا عشق اول داشتى؟
-چن تا
ما عادت کردهایم…
ما عادت میکنیم…
ما احمقها فقط بلدیم عادت کنیم…
تازه آخرش معلوم میشه اونم درست حسابی بلد نشدیم