Borders
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۸ Posted in Personal | ۳ comments »
بعضیام هستن که تولدشون هیچوقت یادت نمیره… اما زنگم نمیزنی.
.
پ.ن. رسماً ۲۸…
بعضیام هستن که تولدشون هیچوقت یادت نمیره… اما زنگم نمیزنی.
.
پ.ن. رسماً ۲۸…
بدون تو همه چیز کاذب میشه… حتى دستام
بعضی وقتا هم هست که کارت از گـِـل میگذره… تو گــ.ـُه گیر میکنی
.
پ.ن. دشمنا شاد نشن. کلاً عرض کردم
همهش تقصیر زمستونه…
.
پ.ن. لعنتی
پ.ن. هـه
-تو رو همیشه دوست داشتم، تو یکى از اولین عشقام بودى.
+مگه چن تا عشق اول داشتى؟
-چن تا
ما عادت کردهایم…
ما عادت میکنیم…
ما احمقها فقط بلدیم عادت کنیم…
تازه آخرش معلوم میشه اونم درست حسابی بلد نشدیم
هر کس هر چه میخواهد بگوید
من اما هنوز بر این عقیدهام که بـدذاتـی صفتیست شدیداً ذاتـی
و نـه اکتسابی