جنگل و خاکستر » » Old Diaries – Never Ending Stories

Old Diaries – Never Ending Stories

.

پیش هر کس می‌نشست “یا حسین”، “یا حسین” می‌کرد

یک روز فهمیدم دین ندارد
حتی آزاده هم نیست…

 لینک اصلی

 

این نوشته در تاریخ چهارشنبه, آذر ۱۷م, ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۵۶ بعد از ظهر در دسته Personal پست شده است. شما میتوانید از طریق RSS نظرات دیگران را پیگیری کنید RSS 2.0. شما می توانید دیدگاهتان را بنویسید, یا از سایت خودتان بازتاب بفرستید.


۲ دیدگاه برای “Old Diaries – Never Ending Stories”

  1. محمد می‌گه:

    توروخدا مثل خیلیا بنر کهنه ی محرم سالای قبل رو علم نکن!
    مجبور نیستی وقتی رو فرم نیستی چیز بنویسی ( لازم نیس خواننده هات فکر کنن هنوز هستی . دسامبرو بذار باد بیاد تو وبلاگت .
    گرچه خودم از اینکه ببینم یه پست زدی ، یه کم میام بالا. اینکارت کورسوی امید منو روشن نگه می داره.
    همه بستن. همه رفتن . اما نه … پریسا هنوز هستش )

دیدگاهتان را بنویسید