جنگل و خاکستر » 2005 » آگوست

آرشیو برای شهریور, ۱۳۸۴

دست مهربان هدف بگیر

شهریور ۱م, ۱۳۸۴ دسته Personal | ۱ دیدگاه »

تو  باز صبر کرده‌ای
که من پر از غرور تازه‌ام شوم
و تو تمام فرصت عبور بی اجازه را
به من اجاره داده‌ای
و من میان جاده ایستاده‌ام
و گم‌ترین مسافر تو مانده‌ام
همیشه‌ی صبور من !
تو باز سنگ می‌شوی
سرم به آشنایی نوازشت که می‌خورد
اجازه‌ی عبور این غرور داده می‌شود
و من صبور می‌شوم …
زمان دوباره می‌رود
تو باز صبر می‌کنی
که من پر از غرور تازه‌ام شوم …