جنگل و خاکستر » 2006 » آگوست

آرشیو برای شهریور, ۱۳۸۵

شهریور ۸م, ۱۳۸۵ دسته Nostalgia | بدون دیدگاه »

وقتی در پایان هر اندوه
و هر روز غمناک
رویا در تلاش به چنگ آوردن آن چیزی است
که کینه از من ربوده است

وقتی آگاهی به خواب می رود و طبیعت رها می شود
تمام جان رخوتناک من
به سوی تو می شتابد
و سرچشمه های عشق در من می جوشد…

بخشی از یک شعر بلند – الکساندر پوپ (۱۷۴۴-۱۶۸۸)

مرداد ۱۷م, ۱۳۸۵ دسته Personal | بدون دیدگاه »

یاد آن روزهایمان بخیر…
همیشه برای تماشای لذت بردنت از زندگی
باید منتظر می ماندم

تا چشمانت را روی هم بگذاری….

خنده دار نیست؟