جنگل و خاکستر » 2008 » آگوست

آرشیو برای مرداد, ۱۳۸۷

مرداد ۲۶م, ۱۳۸۷ دسته Personal | بدون دیدگاه »

آدمی بود که خیلی آدم خوبی بود.
هر وقت من او را یادم می آمد
من هم آدم خوبی می شدم.
چند وقت قبل او گفت
آدم بدی شده است.
او گفت تو تا به حال بد شده ای؟

حیف که او حواسش به هیچ چیز نبود…

-.-

Wedding

مرداد ۱۳م, ۱۳۸۷ دسته Real | بدون دیدگاه »

Each strips his own skin
Each bares his own constellation
Which has never seen the night

Each fills his skin with rocks
And plays with it
Lit by his own stars

Who doesn’t stop till dawn
Who doesn’t bat an eyelid or fall
Earns his own skin

(This game is rarely played)

Vasko Popa