آبان ۳م, ۱۳۸۵ Posted in Personal | no comment »
هر که شد محرم دل در حرم یـار بماند
وان که این کار ندانست در انکـار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایـزد که نــه در پـرده پـنـدار بماند
حرف زدن یادم رفته…. کمکم می کنی؟
هر که شد محرم دل در حرم یـار بماند
وان که این کار ندانست در انکـار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایـزد که نــه در پـرده پـنـدار بماند
حرف زدن یادم رفته…. کمکم می کنی؟
حاضرم رنج بکشم ولی حاضر نیستم تسلیم یأس شوم.
به هیچکس اجازه نخواهم داد که در من چراغ سرخ اعتماد را خاموش کند.