شهریور ۷م, ۱۳۸۶ Posted in Personal | no comment »
کاش میشد
تمام شعرها را نوشت.
مثل اینکه
تو مرا نامرئی دوست داری
و من
در هیچ آغوشی اینقدر پررنگ نبودهام!
کاش میشد
تمام شعرها را نوشت.
مثل اینکه
تو مرا نامرئی دوست داری
و من
در هیچ آغوشی اینقدر پررنگ نبودهام!
راه بازگشتن نیست
در انتهای این راه
مردی با بیلش برایم
گور میکند
کاش این تشنج ها کار دستم نداده بود٬
و بیست و پنج سالگی…
هرگز برای تراژدی - از نوع عاشقانه اش- دیر نبود!
ما بدهکاریم
به کسانی که صمیمانه ز ما پرسیدند
معذرت می خواهم چندم مرداد است؟
و نگفتیم
چونکه مرداد
گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است
“حسین پناهی”