Simulation
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۷ Posted in Nostalgia, Personal | ۵ comments »اشتباه نکن رفیق. دفعه اول فقط یک بار اتفاق میافتد
دفعات دوم
و سوم
.
..
…
و … nام
همه در تلاشی نافرجام برای شبیهسازی آن دفعه اول هدر میروند!
اشتباه نکن رفیق. دفعه اول فقط یک بار اتفاق میافتد
دفعات دوم
و سوم
.
..
…
و … nام
همه در تلاشی نافرجام برای شبیهسازی آن دفعه اول هدر میروند!
آدمها عوض شدهاند
برای کـنـدن
خودشان را کـه… نـه
تــو
را به در و دیوار میکوبند…
فرق ما در این است
تو از زیر بازی میکنی
اما هر چند یکبار
به روی آب میآیی و میگویی
از زیر آب متنفری!
من زیر آب را دوست ندارم
نفسم که میگیرد
به سایهها پناه میبرم…
دیگر از راههای تاریک نمیترسم
دیر فهمیدم
آنان که میدرخشیدند
نور خورشید را بدون رضایتش قرض گرفته بودند
زیر جورابهایم موهای غریبه چسبیده!
اما
من مثل تو نیستم…
راه هر چقدر هم گِلی باشد
فقط جورابهایم را کثیف میکنم.