This entry was posted
on یکشنبه, آذر ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۱۶:۲۵ بعد از ظهر and is filed under Personal, Real.
You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
چند وقتی بود که میخواستم یه عالمه حرفهای نگفته رو برات بگم.
خیلی حرفا داشتم که بزنم اما …
فقط میتونم بگم که بعضی ها بودن که صدای قلب تو رو نشنیدن و تو از این بابت ناراحت بودی و دریغ، که تو هم صدای قلب بعضی ها رو نسبت به خودت نشنیدی !!!!
.
.
.
همش از روی نگرانی بود، من مزاحم نیستم.
همیشه شاد،خرمو موفق باشی، این آرزوی منه.
8 comments
Leave a reply