جنگل و خاکستر

مرداد ۲م, ۱۳۸۶ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

باغی داشتم
برای روزهای بی‌نور
و شبهای بی‌ستاره و راههای غبارآلود
جایی که سکوت و علف می‌رویید
صدای پای عشق نبود
و نه هیچ زیبایی و شادی
و من آنجا تنها بودم
تا این که ناگهان از میان سکوت
مثل یک پرنده
صدای دلنواز دوستی آمد
که نزدیک می‌شد…

– Louis V. Ledoux-

تیر ۲۷م, ۱۳۸۶ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

امروز آفتاب از پشت پنجره لبخندم زد.

خرداد ۱۵م, ۱۳۸۶ دسته : Personal | ۱ دیدگاه »

هر کسی از ضنّ خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سرّ من از ناله من دور نیست
لیک چشم گوش را آن نور نیست…

اردیبهشت ۸م, ۱۳۸۶ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

انگار….. آن چیزی که

زیر پرده ها
و
ملحفه ها
بوی نفتالین می گرفت،

زنانگی من بود؟

Je vous ai sous ma peau-3

فروردین ۳۰م, ۱۳۸۶ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

این روزها در خواب هایم
دست کوچکی را می بینم
که دستم را
محکم
گرفته
و
با
خود
می برد.

آشفته خواب می بینم این روزها….

لبان کوچک.
دستان کوچک.
چشمان کوچک.
گوش های کوچک.

دستانش دستم را درد می آورند
من اما
هر چقدر می گویم دستانت را دوست ندارم
نمی فهمد…

یعنی نمی بیند دستانش برای من کوچک است؟

دارد از این همه کوچکی حالم به هم می خورد………..
چرا دستم را ول نمی کند؟!

می ترسم! چرا مادر از خواب بیدارم نمی کند؟

فروردین ۱۵م, ۱۳۸۶ دسته : Nostalgia | بدون دیدگاه »

تو بزرگ شده ای! اما من هیچ فرقی نکرده ام، باور کن!

هنوز در خوابهایم
با دخترکان محله Rocks سیدنی
Beatie bow بازی می کنم…

و چون سیزده سالگی هایمان
در کتابهای ممنوعه مادر
نگران عشقی ام
که به سرمنزل نخواهد رسید!

هنوز هم با آتش بازی می کنم
اما تو نیستی زخم هایم را فوت کنی…….

فروردین ۵م, ۱۳۸۶ دسته : Imaginary, Nostalgia | بدون دیدگاه »

دور مانده ام از گذر زمان.

این روزها…
در پس کوچه های کنسرواتور موسیقی
و Ecole Florent پاریس چُرت می زنم.

آرام…

فروردین ۴م, ۱۳۸۶ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

اسمم را که صدا می کند عٌق می زنم.
این ویار اما
از عشق نیست…

بهمن ۱۶م, ۱۳۸۵ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

بین من و دنیا شیشه‌ای است.
نوشتن راهی است برای گذر از این شیشه بی آن که بشکند.

دارم به دنیا بازمی‌گردم…

انگار؟

۱۰۰٪ غیر شخصی

بهمن ۱۶م, ۱۳۸۵ دسته : Real | بدون دیدگاه »

گوری ماند و نوحه ای
و انسان
جاودانه در بند
به زندان بندگی اندر
بماند .

صفحه 11 از 18« بعدی...910111213...قبلی »