جنگل و خاکستر

دی ۲۸م, ۱۳۸۵ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

Heavy and beautiful with someone else’s child…
Would you still love me then ???

می بینی چطور حول محور آبستنی گرد شده ام؟

۱۳۸۵/۱۱/۱۹

دی ۱۹م, ۱۳۸۵ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

خیلی وقت است آبستنم از تو…

بیست و پنج سال می شود امروز…

انگار!

دی ۲م, ۱۳۸۵ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

نخستین بوسه‌های ما بگذار
یادبود آن بوسه‌ها باد ؛
که یاران ؛ با دهان سرخ زخمهای خویش
بر زمین ناسپاس نهادند …

احمد شاملو

ESMER

آذر ۵م, ۱۳۸۵ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

ESMERIM BENIM…

آذر ۳م, ۱۳۸۵ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

سقط می‌شوم
هر ماه
از تو

در تو…

او دوستم ندارد

آبان ۲۶م, ۱۳۸۵ دسته : Nostalgia, Personal | بدون دیدگاه »

Il ne m’aime pas.
Il aime quelqu’un d’autre

آبان ۳م, ۱۳۸۵ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

هر که شد محرم دل در حرم یـار بماند
وان که این کار ندانست در انکـار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایـزد که نــه در پـرده پـنـدار بماند

حرف زدن یادم رفته…. کمکم می کنی؟

چهار سال گذشت

مهر ۱۸م, ۱۳۸۵ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

حاضرم رنج بکشم ولی حاضر نیستم تسلیم یأس شوم.
به هیچکس اجازه نخواهم داد که در من چراغ سرخ اعتماد را خاموش کند.

سایه

مهر ۲م, ۱۳۸۵ دسته : Imaginary | بدون دیدگاه »

از تو می‌پرسم:
تیرگی درد است یا شادی؟
جسم زندانست یا صحرای آزادی؟
ظلمت شب چیست؟
شب،
سایه روح سیاه کیست؟

امیدوارم

شهریور ۳۰م, ۱۳۸۵ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

امیدوارم قلبم

– بی آنکه ترک بخورد –

تاب بیاورد…

صفحه 12 از 18« بعدی...1011121314...قبلی »