جنگل و خاکستر

شیشه‌های رنگی

اسفند ۱۸م, ۱۳۸۳ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

People are like stained-glass windows
They sparkle and shine when the sun is out
but when the darkness sets in
their true beauty is revealed only
if there is a light from within

تخم‌مرغ

اسفند ۱۵م, ۱۳۸۳ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

من فکر می‌کنم انسان‌ها همه تخم‌مرغ هستند!
من هر چه انسان دیده‌ام
که شکسته است
توی او زرد بود!
من فکر می‌کنم توی همه انسان‌ها زرد است!
من فکر می‌کنم که انسان‌ها همه تخم‌مرغ هستند!

دو رنگی

اسفند ۸م, ۱۳۸۳ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

این همه ستاره داری!
اما…
این همه نور را چه سود؟
ستاره‌های درخشان تو
مدت‌هاست که دیگر خاصیت ستاره بودن‌شان را از دست داده‌اند!
شاید آنها هم مثل تو یک گم گشته داشتند
که آخر خودش را هم گم کرد !؟!

ستاره من… اما
تا ابد
چون نمازم
بی رنگ و کشف نشده باقی می‌ماند!

نامه چارلی

اسفند ۲م, ۱۳۸۳ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند .
برهنگی، بیماری عصر ماست ، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می‌زنم .

اما به گمان من، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می‌داری .
بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی. نترس، این ده سال ترا پیر تر نخواهد کرد…..

“از نامه چارلی چاپلین به دخترش جرالدین”

کلاغ پر

مرداد ۲۱م, ۱۳۸۳ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

خودم … کِـی پَـر ؟؟‌؟‌

یک روز

مرداد ۱۷م, ۱۳۸۳ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

یک روز
شاید، یک روز
که آفتاب گیسوی نقره ای دماوند پیر را نوازش می کند.
در یک غریو تتدر بارانی
در یک نسیم نوازشگر بهار
یک روز
شاید همراه پرواز پرستوی عاشقی
واژه لبخند، به سرزمین سوخته من بازگردد
امید، کوبه در را بفشارد
و سپیدی، جای تمامی این سیاهی ها را پر کند
آن روز بر مردگان نیز
سیاه نخواهم پوشید
حتی بر عزیزترین شان.

* * *
پاکش کردم! از اول هم نباید نوشته می شد…

تشنگی من چه اهمیت دارد… ؟‌

مرداد ۱۶م, ۱۳۸۳ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

ترنج را چیدی
و من آخ نگفتم
می‌گویم آب
و تو بر اسب سپیدت می‌تازی
تا برایم نان بیاوری
چند بار بگویم
مرا از قصه‌ها بیرون کرده‌اند
تشنگی‌ام را دریاب !

Tiny Devil

مرداد ۱۲م, ۱۳۸۳ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

That’s Me!

آی دیوار !

مرداد ۱۰م, ۱۳۸۳ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

آی دیوار !
تکیه ام بر تو بود
بر تو !
بدون جاده خدا دویدی
و سنگی بزرگ
جای خالی‌ات را
با کلماتی مناسب
برای سرم پر کرد
و من…

.
.
.

می‌ایستی
باز تکیه می‌کنم
فراموش می‌کنم گرگم به هوا را
می‌گویند هیچ‌کس
از یک سوراخ
دوبار گزیده نمی‌شود
من می‌‌دانم
اگر شد
بار سومی در کار نخواهد بود.

(؟.؟.؟)

آی دیوار!

مرداد ۱۰م, ۱۳۸۳ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

آی دیوار !
تکیه‌ام بر تو بود
بر تو !
بدون جاده خدا دویدی
و سنگی بزرگ
جای خالی‌ات را
با کلماتی مناسب
برای سرم پر کرد
و من…

.
.
.

می‌ایستی
باز تکیه می‌کنم
فراموش می‌کنم گرگم به هوا را
می‌گویند هیچ‌کس
از یک سوراخ
دوبار گزیده نمی‌شود
من می‌‌دانم
اگر شد
بار سومی در کار نخواهد بود.

(؟.؟.؟)

صفحه 17 از 18« بعدی...10...1415161718