جنگل و خاکستر

دی ۱۲م, ۱۳۸۷ دسته : Personal | ۴ دیدگاه »

فرق ما در این است
تو از زیر بازی می‌کنی
اما هر چند یکبار
به روی آب می‌آیی و می‌گویی
از زیر آب متنفری!

من زیر آب را دوست ندارم
نفسم که می‌گیرد
به سایه‌ها پناه می‌برم…

دیگر از راه‌های تاریک نمی‌ترسم
دیر فهمیدم
آنان که می‌درخشیدند
نور خورشید را بدون رضایتش قرض گرفته بودند

زیر جوراب‌هایم موهای غریبه چسبیده!
اما
من مثل تو نیستم…
راه هر چقدر هم گِلی باشد
فقط جورابهایم را کثیف می‌کنم.

Uncensored-2

آذر ۲۱م, ۱۳۸۷ دسته : Personal | ۵ دیدگاه »

.

او نمی‌داند
اما
همش حرف می‌زند!
همش امید می‌دهد!

.

امیدهای او اما
مثل شادی این قرص‌ها
کاذب است!

.

او نمی‌داند

.

من فقط دلم می‌خواهد بخوابم!
اما
خیلی وقت است روی این تخت خوابم نمی‌برد

.

او نمی‌فهمد…

.

…..من درد دارم……

آذر ۱۲م, ۱۳۸۷ دسته : Personal | ۲ دیدگاه »

منبر از پشت شیشه مسجد
چشمش افتاد به چوبه دار
عصبی گشت و غیضی و غضبی
بانگ برزد که: ای خیانتکار
تو هم از دودمان ما بودی
سخت وحشی شدی و وحشت‌بار
ما سر و کارمان به صلح و صلاح
تو به جرم و خیانتت سر و کار
نرده کعبه حرمتش کم بود
که شدی دار شحنه؟ شرم بدار
دار بعد از سلام و عرض ادب
وز گناه نکرده استغفار
گفت: مانیز خادم شرعیم
صورت، اخیارگر یا اشرار
هر کجا پند و بند در مانند
نوبت دار می‌رسد ناچار
منبری را که گیر و دارش نیست
همه از دور و بر کنند فرار
*
لیک منبر فرو نمی‌آمد
باز بر مرکب ستیزه سوار
دار هم عاقبت ز جا در رفت
رو به در تا که بشنود دیوار
گفت: اگر منبر تو منبر بود
کار مردم نمی‌رسید به دار

«شهریار»

آذر ۹م, ۱۳۸۷ دسته : Personal | ۳ دیدگاه »

Damien Rice- 9 Crimes
(feat. Lisa Hannigan)

Leave me out with the waste
This is not what I do
It’s the wrong kind of place
To be thinking of you
It’s the wrong time
For somebody new
It’s a small crime
And I’ve got no excuse

Is that alright?
Give my gun away when it’s loaded
Is that alright?
If u don’t shoot it how am I supposed to hold it
Is that alright?
Give my gun away when it’s loaded
Is that alright
With you?

Leave me out with the waste
This is not what I do
It’s the wrong kind of place
To be cheating on you
It’s the wrong time
She’s pulling me through
It’s a small crime
And I’ve got no excuse

Is that alright?
I give my gun away when it’s loaded
Is that alright?
If you don’t shoot it, how am I supposed to hold it
Is that alright?
I give my gun away when it’s loaded
Is that alright
Is that alright with you?

No…

Damien Rice- 9 Crimes

آذر ۴م, ۱۳۸۷ دسته : Personal | ۳ دیدگاه »

خاک مرده هم سرد می‌شود…
خاک تو پس چرا مدام گرم و گرم‌تر می‌شود؟

آذر ۲م, ۱۳۸۷ دسته : Personal | ۳ دیدگاه »

درس امروز:
نماز میّت وضو ندارد.
درد اما تا دلت بخواهد دارد!‌

آبان ۳۰م, ۱۳۸۷ دسته : Personal | ۱ دیدگاه »

دیگر برای این بودن‌ها و نبودن‌ها دلایل منطقی نمی‌خواهم
حتی نمی‌خواهم که تو باشی یا نباشی
انگار هر چه بیشتر تو را خاک می‌کنم بیشتر می‌شوی و هر چه می‌میری پررنگتر می‌شوی
انگار می‌خواهی دوباره لج بازی‌ها را شروع کنی!

اینجایی‌ها دیگر من را به تو و تو را به من برنمی‌گردانند
شاید اینجایی‌ها صلاح را بهتر می‌دانند
و نه …
شاید تو هیچ وقت صلاح خودت دست خودت نبوده و این عادت را دوست داری
می توانیم عادت کنیم به اینکه هیچوقت نبوده‌ایم
یا اگر بوده‌ایم فقط هستیم که باشیم
سرزمین را که می توانیم عوض کنیم
خودمان را هم که هر روز عوض می‌کنیم
پس چیز دیگری نمی‌ماند
جز اینکه لاشه ها را برای همدیگر بفرستیم تا بوی گندش دماغمان را باز کند
و افتخار کنیم به هرزگی‌های قبل از مرگمان

مهره‌های سوخته

آبان ۲۱م, ۱۳۸۷ دسته : Personal | ۸ دیدگاه »

(۱)
این قاعده بازی است
یا تو می‌مانی یا من
اما پیش از تو بگذار بگویم
مهره‌ی سوخته منم
(۲)
قاعده‌ی دیگر این است
نه تو می‌مانی نه من
بی نقاب اگر بازی کنند همه
به گمانم
دود مهره‌های سوخته
جهان را دوباره خواهد ساخت
(۳)
بازی پیچیده ای نیست زندگی
پدرم می‌گفت
خیلی ساده است
اولش هیچ
آخرش هیچ
او این بازی ساده را عاقبت
ته یک چاه باخت
(۴)
هابیل یک مهره‌ی سوخته بود
آن سنگ خونین هم
آن کلاغ گورکن هم
من هم که دیدم و لب فرو بستم
(۵)
من و تو حیرت زده جا ماندیم
نه شاه بودیم
نه بی‌بی
نه حتا سرباز
گناه ما نبود
چنان که باید بر نخورده بودیم
(۶)
چه بازی پوچی
امروز من باختم
فردا تو می‌بازی
برگ برنده سهم کیست؟
(۷)
خشت یا گشنیز
یا آس نحس
چه فرقی دارد ؟
وقتی دل تک گم شده است ؟

محمد رضا پریشی

آبان ۴م, ۱۳۸۷ دسته : Personal | ۶ دیدگاه »

باید بروم…

می‌ترسم…

…از خودم….می‌ترسم

باید بروم و بخواهم که خوبم کند

مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ دسته : Personal | بدون دیدگاه »

قرص‌های لعنتی!

نمی‌فهمید لالا دارم؟؟؟

صفحه 7 از 18« بعدی...56789...قبلی »