جنگل و خاکستر » زیـرآبی

برجسب های نوشته ها زیـرآبی

دی ۱۲م, ۱۳۸۷ دسته Personal | ۴ دیدگاه »

فرق ما در این است
تو از زیر بازی می‌کنی
اما هر چند یکبار
به روی آب می‌آیی و می‌گویی
از زیر آب متنفری!

من زیر آب را دوست ندارم
نفسم که می‌گیرد
به سایه‌ها پناه می‌برم…

دیگر از راه‌های تاریک نمی‌ترسم
دیر فهمیدم
آنان که می‌درخشیدند
نور خورشید را بدون رضایتش قرض گرفته بودند

زیر جوراب‌هایم موهای غریبه چسبیده!
اما
من مثل تو نیستم…
راه هر چقدر هم گِلی باشد
فقط جورابهایم را کثیف می‌کنم.